اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

504

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

باشد خرد گردد ، از بهر آنكه چون بزرگ داند بترسد و به عذر مشغول گردد ، و هيچ كبيره را با عذر بقا نماند ؛ و چون صغيره داند عادل باشد آن غفلت و امن [ وى ] و خوار داشتن وى گناه را بزرگ گرداند . اين است معنى قول پيغمبر صلى الله عليه و سلم لا صغيرة مع الاصرار و لا كبيرة مع الاستغفار . و گروهى چنين گفتند كه هيچ گناه خرد نيست از بهر آنكه اگر گناه به نفس خويش خرد است آنكه او را آزردى بزرگ است . به خردى گناه نگاه نبايد كرد به بزرگى آن كس نگه بايد كرد كه ورا همى آزارى . و گروهى گفتند از آنجا كه بنده است اندكى جفا بزرگ است ، و از آنجا كه فضل خداوند تعالى است بزرگى جفا اندكى است . قوله : « و جوزوا غفران الكبائر بالمشيئة و الشفاعة » . و روا داشتند آمرزيدن كبيره‌ها به مشيت خداى تعالى يا به شفاعت پيغمبر صلى الله عليه و سلم تا اندر اين آيت كه خداى تعالى گفت : اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً . به خبر چنين آمده است كه خداى عز و جلّ بنده‌اى را بيارد و فرمايد نامه خواندن . گويد يا رب ، مرا به دوزخ فرست و مرا نامه خواندن مفرماى ، مرا شرم كردن گناه بس بود . شرم خواندن نبايد . امر آيد كه بندهء من دوزخ گرم است ، [ گويد روا دارم ؛ گويد دوزخ من تافته است ، گويد روا دارم ؛ گويد عذاب دوزخ من سخت است ، گويد روا دارم ؛ گويد ] پسندى خويشتن را عذاب ، گويد پسندم ؛ فرمان آيد كه اگر تو پسندى من نپسندم ، به بهشت بريد مر او را كه آمرزيدم . و به اخبارها اندر رحمت بسيار است ، و اين كتاب جاى وى نيست [ 137 الف ] . « قوله و اوجبوا الخروج من النار لاهل الصلاة لا محالة بايمانهم . » و واجب ديدند بيرون آمدن از دوزخ مر اهل نماز را هرآينه و ايمان . و اين نيز مسأله‌اى است مختلف ميان ما و ميان معتزله . ايشان چنين گويند كه هركه به دوزخ اندر آمد بيش بيرون نيايد ، خواهى مؤمن گير خواهى كافر . و اين مسئله وعيد ابد گويند . باز مذهب اهل سنت و جماعت آن است كه اندر دوزخ جاودان جز كافر